اطلاعات/ « ادای احترام به دانشگاه و دانشجو » عنوان یادداشت روزنامه اطلاعات به قلم فتح الله آملی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

امروز ۱۶ آذر و روز دانشجوست. به یاد ۳ گل سرخی که در پای نیکسون در دانشکده فنی دانشگاه تهران پرپر شدند و داغ بر دل دانشگاه نهادند. پس از انقلاب این روز رسماً به نام دانشجو نامگذاری شده است. به همین مناسبت و با عرض احترام به ساحت همه دانشجویان عزیز و اساتید و دانشگاهیان ارجمند که نقشی بی‌بدیل در توسعه فرهنگی، اجتماعی، تکنیکی و اقتصادی کشور دارند و با آرزوی سعادت و سلامت برای همه آنان ذکر چند نکته را خالی از لطف نمی‌دانم: 

۱ ـ دانشگاه و دانشجو چه قبل و چه بعد از انقلاب در جامعه ایران همواره پیوندی با سیاست و جامعه داشته و نقش ایفا کرده است. در جریان نهضت و در پیروزی آن سهیم بوده و در جهاد سازندگی ابتدای انقلاب و نیز حضور موثر در جبهه و مقابله با دشمن متجاوز هم صحنه‌های غرور آفرینی خلق کرده است و لذا نباید این کارنامه را نادیده گرفت.

۲ ـ چه بخواهیم و چه نخواهیم دانشجو پرسشگر و مطالبه‌گر است و باید به این وجه از زیست و اندیشه این طبقه علمی و دانشگاهی احترام گذارد و آنها را در تصمیم‌سازی و نقد کژکارکردی‌ها مشارکت داد.

۳ ـ اعتراف باید کرد که در مورد دانشگاه و دانشجو و به خصوص فارغ‌التحصیلان دانشگاهی غفلت‌ها و کوتاهی‌های فراوان داشته‌ایم که در چند وجه باید به آن نگاه کرد.

نخست آنکه به نظام آموزشی و به ویژه تحصیلات تکمیلی تنها از جنبه کمی توجه کرده‌ایم و نگاه کیفی به آن نداشته‌ایم. تعداد دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و همین طور ظرفیت پذیرش دانشگاهی و نیز تعداد دانشجویان قابل مقایسه با پیش از انقلاب نیست اما این افزایش قابل توجه و حتی بیش از نیازهای توسعه‌ای کشور نه تنها به رشد و توسعه قابل قبول نینجامیده، بلکه خود بانی مشکلات و مصائبی هم شده است.

۴ ـ عدم پیوند مناسب بین دانشگاه و مراکز علمی و به ویژه صنعتی و بی‌توجهی به متناسب‌سازی نیاز جامعه به تخصص‌ها و مهارت‌های لازم با نیازهای تولیدی و خدماتی و حتی فرهنگی و فکری جامعه، صرف هزینه‌های هنگفت در این زمینه را بدون فایده و خروجی مناسب کرده و جدای از ضرر اقتصادی، موجب بروز بحران‌های اجتماعی هم شده است.

۵ ـ باید پذیرفت که سطح آموزش و نیز نحوه آن که همچنان نظری و مبتنی بر کتاب و جزوه و بدتر از آن قدیمی و سنتی و کم بهره از تحول و روز آمدی مانده به شدت برکارآمدی آن اثر سوء گذارده و آن را از فلسفه وجودی و هدف غایی‌اش دور کرده است.

۶ ـ نحوه برگزاری کنکور که جولانگاه مافیای کنکور و گردش مالی قابل توجه گردانندگان پشت صحنه این ساز و کار معیوب است، عملاً عدالت آموزشی را برای دسترسی طبقات کم برخوردار جامعه برای رسیدن به صندلی‌های دانشگاه به ویژه رشته‌های پرطرفدار به محاق برده و دست‌یابی به تحصیلات عالی را به شدت طبقاتی کرده است و این را می‌توان از ترکیب و طبقه درآمدی دانشجویان رشته‌های خاص و دارندگان رتبه‌های برتر به روشنی فهم کرد.

۷ ـ واقعیت آن است که حتی با وجود همین ساز وکار برای جذب این دانشجویان پس از فراغت از تحصیل هیچ برنامه روشن و علمی و درستی تمهید نکرده و گویی آنان را به امان خدا رها کرده‌ایم. در این‌باره آنقدر می‌توان مصداق آورد و بحث کرد که چند یادداشت را در بر بگیرد اما به اجمال، برای سرخوردگی تحصیلکردگان بیکار، میل به مهاجرت نخبگان این نظام، عدم اعتماد‌شان به حاکمیت و نیز مطالبات به حق و انباشته شده آنان باید اندیشه داشت و به آنان امید بخشید و از فاصله قابل توجهی که بین آنان و دولت و حکومت افتاده با برنامه‌های عملی و علمی کاست و صدای آنان را شنید و حرمت گذاشت و در نظام اجرایی و تصمیم‌سازی با دوری از دو قطبی‌های جعلی و تفرقه انگیز آنان را به کار گرفت.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar