سرمقاله اعتماد/ قطع پخش قطع اعتماد

منبع
اعتماد
بروزرسانی
سرمقاله اعتماد/ قطع پخش قطع اعتماد

اعتماد/ «قطع پخش قطع اعتماد» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم امیرعباس میرزاخانی که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

دکتر پزشکیان، رییس‌جمهور دهم خرداد امسال در جمع مدیران وزارت علوم، با اشاره به وضعیت پرچالش کشور بر اهمیت «روایت دقیق واقعیت‌ها» تاکید کرد و گفت: «امروز با مسائل و چالش‌های متعددی روبه‌رو هستیم و در چنین شرایطی، نحوه اطلاع‌رسانی و روایت واقعیت‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.» او سپس با انتقاد از برخی رویه‌ها در رسانه ملی افزود: «متاسفانه چندین بار شاهد ارایه تحلیل‌ها و روایت‌هایی از برخی موارد در رسانه ملی هستیم که می‌تواند تصویری غیرواقعی از شرایط کشور ایجاد کند. این موضوع نیازمند بازنگری جدی است.» این اظهارات را باید فراتر از یک تذکر مقطعی دید؛ هشدار درباره یک مساله ساختاری است: فرسایش مرجعیت رسانه‌ای صداوسیما. رسانه‌ای که در لحظه‌های بحرانی باید «منبع معتبر و مرجع رسانه‌ای کشور» باشد، وقتی متهم به تولید «تصویر غیرواقعی» می‌شود، یعنی شکاف میان آنچه در جامعه رخ می‌دهد و آنچه از قاب رسمی روایت می‌شود، به سطحی رسیده که حتی در سطح عالی اجرایی کشور نیز قابل انکار نیست. پرسش اصلی این است: صداوسیما قرار است روایتگر واقعیت باشد یا تولیدکننده نسخه مطلوب از واقعیت؟ این پرسش نه یک جدل نظری، بلکه معیار سنجش کارکرد رسانه در جامعه امروز است. مخاطب، به‌ویژه در بزنگاه‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی، از رسانه ملی انتظار اطلاع‌رسانی دقیق دارد، نه مدیریت ادراک با حذف و گزینش. هنگامی که خبر با تفسیر درهم می‌آمیزد، روایت‌ها پیشاپیش جهت‌گیری شده، برخی صداها به‌ صورت سیستماتیک حذف می‌شوند و نتیجه، چیزی جز «بی‌اعتمادی» نیست؛ بی‌اعتمادی‌ای که یک‌باره ساخته نمی‌شود، بلکه با انباشت همین تصمیم‌های کوچک شکل می‌گیرد و بعد، حتی خبر درست را هم زیر سایه تردید می‌برد. مشکل اساسی اینجاست که صداوسیما در سال‌های اخیر، در بسیاری از موارد از نقش «رسانه اطلاع‌رسان» فاصله گرفته و به سمت «رسانه روایت‌ساز» حرکت کرده است. در این الگو، هدف به ‌جای ارایه تصویری جامع و قابل اتکا از واقعیت، نزدیک شدن به نتیجه‌ای از پیش مطلوب است. اما در عصر تکثر رسانه‌ای، چنین رویکردی نه‌تنها کارآمد نیست، بلکه اثر معکوس دارد.

جامعه‌ای که همزمان به شبکه‌های اجتماعی، رسانه‌های رقیب و منابع متنوع دسترسی دارد، با روایت یکدست قانع نمی‌شود؛ هرچه روایت رسمی بیشتر از تجربه زیسته مردم فاصله بگیرد، میل به تردید و رجوع به منابع جایگزین افزایش می‌یابد و بازگشت اعتماد پرهزینه‌تر می‌شود. از سوی دیگر، باید پذیرفت که انحصار رسانه‌ای در جهان امروز امتیاز نیست. انحصار، اگر با استانداردهای حرفه‌ای-یعنی دقت، بی‌طرفی نسبی، تنوع دیدگاه و پاسخگویی-همراه نباشد، تبدیل به نقطه آسیب‌پذیری می‌شود. رسانه‌ای که امکان رقابت واقعی را در میدان رسمی کاهش می‌دهد، ناگزیر باید با کیفیت و اعتماد، جای خالی رقابت را پر کند. اگر این اتفاق نیفتد، «حذف رقیب» به ‌جای «اقناع مخاطب» می‌نشیند و نتیجه کوچ مخاطب خواهد بود. بازسازی سرمایه اجتماعی صداوسیما نیازمند اصلاحات روشن و قابل سنجش است، نه تغییرات تزئینی: اولین اقدام اینکه خبر باید از تحلیل به‌طور شفاف تفکیک شود تا مخاطب بداند «داده» چیست و «برداشت» کدام؛ دوم، خطاها باید با پاسخگویی رسمی، سریع و قابل پیگیری جبران شوند، چون انکار خطا اعتماد را بیش از خود خطا تخریب می‌کند؛ سوم، تکثر باید واقعی باشد نه نمایشی، یعنی دیدگاه‌های متنوع جامعه -حتی اگر نقدآمیز باشند-امکان حضور پیدا کنند و در نهایت، اصل صداقت در روایت باید به ستون اصلی بازگردد، چون رسانه ملی قرار نیست «به هر قیمت» اقناع کند، قرار است «درست» اطلاع‌رسانی کند. و نهایتا باید بر پیامد راهبردی این روند درنگ کرد: در شرایطی که رسانه ملی از روایت صادقانه واقعیت فاصله می‌گیرد، مرجعیت خبر به ‌تدریج به آن‌ سوی مرزها منتقل می‌شود. این جابه‌جایی صرفا رسانه‌ای نیست؛ به معنای از دست رفتن امکان روایتگری داخلی درباره مسائل داخلی است. همزمان، کاهش سطح اعتماد عمومی به رسانه‌ای که عنوان «ملی» را یدک می‌کشد، به‌ مرور یک بحران هویت ایجاد می‌کند، زیرا جامعه‌ای که خود را در رسانه رسمی بازنمایی‌شده نبیند، احساس تعلقش به نهادهای مشترک و نمادهای ملی تضعیف می‌شود و شکاف «رسانه-جامعه» به شکافی عمیق‌تر در سطح «هویت جمعی» بدل خواهد شد. «قطع پخش» ممکن است یک تصمیم لحظه‌ای در اتاق فرمان باشد؛ اما «قطع اعتماد» حاصل انباشت تصمیم‌هایی است که در نهایت یک رسانه را از کارکرد ملی‌اش تهی می‌کند. صداوسیما اگر می‌خواهد از این چرخه فرساینده خارج شود، راهی جز بازگشت به استانداردهای حرفه‌ای روزنامه‌نگاری -واقعیت‌محوری، شفافیت، پاسخگویی و پذیرش جامعه متکثر- پیش رو ندارد.
در غیر این صورت، هر چه بیشتر بر ساختن تصویر غیرواقعی اصرار شود، واقعیت جامعه راه خودش را از مسیرهای دیگر پیدا خواهد کرد و آن ‌وقت، رسانه ملی می‌ماند و قاب بزرگی که مخاطبش از آن عبور کرده است.

🔹"آخرین خبر" در روبیکا
🔹"آخرین خبر" در ایتا
🔹"آخرین خبر" در بله

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره