سرمقاله وطن امروز/ عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم

وطن امروز/ «عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم» عنوان یادداشت روز در روزنامه وطن امروز به قلم محمد رستمپور که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
۹ آبان 1401 انتشار تصویری از رستم قاسمی، وزیر وقت راه و شهرسازی دولت جمهوری اسلامی ایران در محوطه برجهای دوقلوی پتروناس در کوالالامپور مالزی به بلوایی پردامنه تبدیل شد. تصویر را یکی از خبرنگاران سعودی اینترنشنال درز داد و به دروغ جوری القا کرد که رستم قاسمی با یک زن نامحرم عکس گرفته است. این در حالی بود که خانم حاضر در عکس، همسر مرحوم قاسمی بود و عکاس با شیطنت توانست یک لحظه بخصوص را از حضور مرحوم قاسمی در کنار همسرش شکار کند. ۱۷ آذر ۱۴۰۱ رستم قاسمی ۲ هفته پس از کنارهگیری از وزارت، به دلیل ابتلا به سرطان از دنیا رفت اما روی سنگ قبرش، نام شهید حک شد. عمده شهرت او به تصدی وزارت نفت در دولت دهم بازمیگردد و البته کاندیداتوریاش در انتخابات ریاست جمهوری 1400. با این حال، رسانههای خارجی اصرار داشتند او را چهره تأثیرگذار ایران در دور زدن تحریم معرفی کنند.
این معرفی چندان بیجهت نبود، تا آنجا که 25 آبان 1392 مشاور معاون اول رئیس جمهور دولت یازدهم شد. دوم خرداد سال بعد، او در هماندیشی بررسی قراردادهای جدید نفتی ایران در دانشگاه امام صادق(ع) جزئیاتی از دور زدن تحریم با شیوه چمدانی را مطرح کرد که نشان داد کار او فراتر از رفت و آمد دولتها در جهت خنثیسازی ایدههای غرب بوده که انزوای اقتصادی ایران را دنبال میکرد. ۳ سال و 7 ماه و 10 روز پس از آن ماجرا، روزنامه اسرائیلهیوم در بدرقه دیوید بارنیا، رئیس موساد که جای خود را به رومن گافمن میدهد، در گزارشی تفصیلی افشا کرد آن انتشار و آن بلواسازی کار موساد بوده تا به جای ترور رستم قاسمی، با بیاعتبارسازی، او را کنار بزند.
گزارش اسرائیلهیوم از یک ماشین سمپاشی پرده برمیدارد که بر اساس حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی شکل گرفته و به دنبال پیادهسازی اهداف رژیم در فضای عمومی ایران است.
ساخت این ماشین، حاصل درک روندها و سازوکارهای کار رسانه در ایران پس از چند ده گفتوگو با کارشناسان عملیات روانی، متخصصان بازاریابی و کارشناسان ایران در نهادهای مختلف اطلاعاتی درون رژیم صهیونیستی است که البته طی چندین عملیات گسترده بویژه جنگ 12 روزه باز هم به هدف اساسی موساد یعنی «تغییر رژیم» نینجامید.
با این حال، گزارش نشان میدهد این ماشین در گام اول به دنبال آن است قدرت ایران را درون و بیرون مرزهایش دچار فرسایش کند.
برای این منظور، استفاده از زیرساختهای رسانهای خود جامعه ایران، بویژه ارتباط با بلاگرها و اینفلوئنسرهای ایرانی که در جامعه مرجعیت دارند، در دستور کار قرار گرفت. نخستین عملیات به منظور آزمون این ماشین، ترور شخصیت رستم قاسمی بود که به تعبیر این گزارش، برای سالیان متمادی خار چشم اسرائیل بود.
مرحوم قاسمی اینک در این دنیا نیست و دیوید بارنیا از موساد میرود اما همچنان رسانه و افکار عمومی مهمترین بستر فعالیت موساد علیه ایران است. همچنان که 18 و 19 دی 1404 با برپاسازی کارزاری در طرفداری از ربع پهلوی درون شبکههای اجتماعی، موساد کوشید براندازی جمهوری اسلامی ایران از طریق حمله خشونتآمیز به کلانتریها و پایگاههای بسیج را ممکن و حتی آسان تصویر و ترسیم کند.
از سوی دیگر، این گزارش اگرچه کار موساد در ایران در ۴ سال اخیر را بسیار بزرگ و اغراقشده نشان میدهد، بیانگر واقعیاتی است که مرور آن میتواند دست اسرائیل را از مرز و ذهن و زبان ایرانیان کوتاه کند.
مهمترین و چه بسا اساسیترین نکته گزارش که در دوره رئیس جدید موساد نیز تداوم خواهد یافت، آن است که اسرائیل در رسانههای ایران، چه رسانههای عمومی و چه رسانههای اجتماعی نفوذ و حضور دارد. این نفوذ و حضور بارها پیش از این با ادبیات گوناگون از جمله تعبیر دستکاری در افکار عمومی تذکر داده شده است. از جمله ۲۹ بهمن 1403 پس از وقوع باشکوه راهپیمایی 22 بهمن آن سال، رهبر شهید انقلاب اسلامی تصریح کردند «تهدید نرمافزاری یعنی دستکاری افکار عمومی مردم؛ یعنی ایجاد اختلاف؛ یعنی ایجاد تردید در محکمات انقلاب اسلامی؛ یعنی ایجاد تردید در پایداری در مقابل دشمن. این کار را دارند میکنند. به فضل الهی تا امروز موفق نشدهاند؛ تا امروز وسوسه دشمن نتوانسته دل مردم ما را تکان بدهد و جوانان ما را از عزم و از حرکت باز بدارد».
۳ مصداق عینی برای دستکاری در افکار عمومی از دید آیتالله شهید خامنهای یعنی اختلافافکنی، تردیدسازی در محکمات انقلاب و تردیدسازی در مقاومت در مقابل دشمن، در روزها و شبهای پس از وقوع آتشبس در افکار عمومی کشور برجسته شده است.
اختلاف میان قوا، اختلاف میان اعضای تیم مذاکرهکننده و گروهی را موافق توافق و گروهی را مخالف آن نشان دادن، همچنین القای بیفایده بودن مقاومت یا از دست رفتن همه چیز، چه بسا همان نکته مورد پسند موساد باشد که 5 آذر 1376 امام شهید انقلاب اسلامی در دیدار بسیجیان تذکر دادند: «امام بزرگوار، مکرر میفرمودند گاهی دشمن با ۱۰ واسطه، یک نفر را تحریک میکند که حرفی بگوید یا کاری را انجام دهد! اگر شما بخواهید دشمن را بشناسید، باید ۱۰ واسطه را طی کنید و بروید.
دشمن انقلاب در ایران، یعنی ایادی استکبار جهانی، راحت میتوانند ۱۰ واسطه پیدا کنند». در مقابل، نباید ترس از واسطههایی که به دشمن میرسند یا هیبت ماشین سمپاشی موساد در القای تردید در افکار عمومی و فرسایش منابع قدرت، ما را به عقب براند. در میانه جنگ خاکستری ایران و آمریکا/ اسرائیل، آنچه میتواند دست برتر ایران را در مذاکرات پیچیده، چندلایه و فرساینده برای خاتمه جنگ همچنان حفظ و تقویت کند، حضور در خیابان به شکل هوشمندانه و مراقبت از دستاورد بزرگ و شگفتانگیز وحدت است که در بیان آیتالله سیدمجتبی خامنهای رهبر رشید انقلاب اسلامی، با نام «موهبت الهی» از آن یاد شده.
این حضور، یک حضور منفعلانه نیست و اتفاقاً باید به سمت و سویی حرکت کند که مطالبه بایستههای نظام سیاسی ایران در دوره جمهوری سوم را تأمین کند. مطالبهگری صحیح از مدیران و مقامات، باید بر اساس همان اصولی باشد که رهبر شهید به همه آموختند؛ یعنی عدم استفاده از ادبیات سیاسی دشمن، کسب اطلاع از وضعیت، مطالبهگری در خدمت حل مسأله، ادبیات علاججویانه و مشفقانه، کوشش برای فهم نقشه دشمن و اجتناب از مخرج مشترک دشمن بودن و البته تکیه بر محکمات و مسلمات و پرهیز از اقدام بر اساس شنیدهها و شایعات، تا نادانسته عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم. موساد بر انهدام منابع قدرت در ایران تمرکز کرده و چه منبع قدرتی بزرگتر و اثرگذارتر از جمعیتی که ۹۵ شب است در سرما و گرما و باد و توفان، زیر صدای پدافند و موشک و پس از آن، وفاداری خود به نظام اسلامی را اثبات کردهاند.
















